همه دست در دست علیه پناهجویان

 

امروز برای پناهجویان خاورمیانه راهی به جز ورود به اردوگاه آوارگان بروزگی در مرز لهستان باقی نمانده است. اما آنها عملاً در سرمای 7 درجه زیر صفر در بدترین شرایط زندگی گرفتار آمده‌اند. آنها نه راه پس دارند و نه راه پیش، زیرا که به آنها اجازه خروج از اردوگاه داده نمی‌شود. گویا اتحادیه اروپا تصمیم به قتل عام پناهجویان گرفته است، تا سایر آوارگان قصد پناهندگی به اروپا به سرشان نزند. تا لحظه حاضر 12 نفر از آنها در پشت دیوارهای اتحادیه اروپا جان داده‌اند و اروپای مدعی بشر دوستی بر این جنایت با خونسردی نظارت می‌کند. حاکمیت آلمان فدرال یک ژنرال سوریه‌ای را به جرم شکنجه و قتل مردم سوریه، در کشور آلمان و با نیت سیاسی مبارزه با رئیس جمهور قانونی سوریه آقای بشار اسد محاکمه می‌کند ولی بر مرگ پناهندگان سوریه‌ای که گویا قربانیان همین شکنجه‌گران و داعش بوده‌اند با چهره بشر دوستی نظاره می‌نماید. اتحادیه اروپا زبان سکوت را اختیار کرده است.

آقای زِهوفر (Seehofer) وزیر داخله وقت کشور آلمان اعلام کرده است که برای کنترل مرزهای لهستان و آلمان حاضر است به نیروهای مرزی و امنیتی این کشور کمک کند. ناگفته نماند که در حال حاضر پلیس آلمان نیز در دستگیری و رجعت دادن پناهندگان به کشور مرجع دست کمی از لهستان ندارد.

دولت دانمارک هم اعلام کرده است که در 6 ماه آینده (یعنی تا اواسط ماه مه) به کنترل مرزهای خود ادامه خواهد داد و این مطلب را به اطلاع کمیسر امور داخلی اتحادیه اروپا رسانده است.

دولت بشردوست دانمارک که بخشی از ممالک لیبرال اسکاندیناوی، متحد مهم بریتانیا، نروژ، هلند و سوئد است، اعلام کرده که برای اخراج پناهندگان مجرم و مشمولان اخراج که فعلا 300 نفر تخمین زده می‌شوند، از نگهداری آنها در دانمارک خودداری خواهد کرد. ابتداء با اجاره زندان‌های خصوصی در کشور مصنوعی کوزوو در بالکان، با مدیریت اداری دانمارکی و بر اساس استاندارد و قواعد دانمارکی برای حل این مسئله اقدام خواهند کرد. دولت دانمارک این مجرمان را تا پایان مدت زندانی آنها در این زندان‌ها نگه میدارد و سپس آنها را به امان خدا رها خواهد کرد که به کشورشان بازگردند؟ به نظر دولت دانمارک، شرایط زندان‌های دانمارک برای این عده مانند مرخصی و استراحت بوده و زندان‌ها برایشان حکم هتل را دارند و پناهندگان لایق آن نیستند که در هتل زندگی کنند، زیرا حتی نَفسِ سکونت در زندان برای آنها از اقامت در کشورشان ارجح‌تر است. کار در اینجا تمام نمی‌‍شود. دولت دانمارک قصد دارد تمام متقاضیان پناهندگی را در اردوگاه‌های پناهندگی در شمال آفریقا بازداشت کند. مطبوعات دانمارکی نوشته‌اند در گفتمان مربوط به پناهندگان مرز اخلاقی دردناکی وجود ندارد!!؟ به زبان دیگر حتی قتل پناهنده نیز مباح است. گروه‌های مدافع حقوق بشر اسنادی منتشر کرده‌اند که کمیته ضدشکنجه در شورای اروپا در سال 2020 گزارشی منتشر کرده‌اند که در زندان‌های کوزوو فساد و تجاوز اعمال می‌شود ولی این گزارش تاثیری در مرز اخلاقی دولت دانمارک ندارد. البته باید منصف بود اولین کشوری که این کار را انجام داد دولت نروژ در سال 2015 بود که زندان‌های خصوصی در هلند اجاره کرد و مجرمان پناهنده را به این زندان‌ها می‌‍فرستاد. این زندان‌ها با فشار حامیان حقوق بشر در نروژ پس از اینکه موارد نقض آشکار حقوق بشر در آنها برملا شد، بسته شدند. این افشاءگری که دولت نروژ از آن اطلاع کامل داشت آنها را مجبور کرد تا به این پروژه در سال 2018 پایان دهند.

سازمان دفاع از حقوق کودکان از دولت دانمارک پرسیده است که چگونه دولت دانمارک این حق کودکان و خانواده‌های مقیم دانمارک را برای ملاقات یکبار در هفته‌ی بستگان زندانیشان در کوزوو که در قانون دانمارک تصریح شده است تامین می‌کند؟. آیا هفته‌ای یک هواپیما آنها را به کوزوو برای ملاقات زندانی می‌برد و بر می‌گرداند؟

دولت دانمارک مخفیانه با دولت غیرمشروع کوزوو یکسال برای این اقدام ضدبشری مذاکره کرده است.

این زندان‌ها به مدت ده سال اجاره می‌شوند و دولت کوزوو که مشتی مافیا هستند و عضو سازمان ملل متحد نیستند، مبلغ 210 میلیون یورو بابت این اقدام ضد بشری دریافت خواهند نمود. فاشیست‌های دانمارک از این بابت از رهبر سوسیال دموکرات دانمارک تجلیل کردند. این همه فطرت ضدبشری و توحش قرون وسطائی از جانب کسانی که خود را مدافع حقوق بشر می‌دانند شگفت‌انگیز است و لرزه بر بدن انسان‌ها در قرن بیست و یکم می‌اندازد. نژادپرستی تا مغز استخوان این نژادهای برتر نفوذ کرده است. همه دست در دست هم علیه پناهجویان، اینست دفاع از حقوق بشر اروپا. جای هیچ تردید نیست که سند این جنایت ضدبشری در پارلمان دانمارک به شیوه دموکراتیک، آراء اکثریت لازم را به دست خواهد آورد و به این ترتیب ماهیت دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در ممالک اسکاندیناوی روشن می‌شود. آنها شکنجه شدگان را می‌پذیرند، آنها را شکنجه می‌دهند تا به همان شکنجه نخستین راضی گردند. این است اصول جدید پذیرش پناهنده به دانمارک و آغاز کاری برای همه اروپا. تمام اسناد مربوط به مطالب فوق را می‌توانید در نشریه زوددویچه تسایتونگ مورخ 18 تا 19 ماه دسامبر سال 20121 ملاحظه کنید.

نشریه چپ‌گرای یونگه ولت (دنیای جوان) در آلمان در مورد نظر بریتانیائی‌ها در این زمینه نوشته است: مجلس عوام انگلیس به تشدید قابل توجه قوانین پناهندگی در انگلیس رای مثبت داد. دولت لندن می‌خواهد با این لایحه موسوم به ملیت و مرزها به ویژه از هجوم روزافزون مهاجران از طریق کانال مانش جلوگیری کرده و آن را تحت کنترل درآورد.

با وجود مخالفت احزاب اپوزیسیون، فراکسیون محافظه‌کار دولت بوریس جانسون در پارلمان، این طرح را با ۲۹۸ رای موافق در برابر ۲۳۱ به تصویب رسانید. روشن است که برای نمایندگان دموکرات و بشر دوست پارلمان بریتانیا نیز هیچگونه مرز اخلاقی دردناک وجود ندارد. بعد از تبدیل دریای مدیترانه به گورستان پناهندگان امروز کانال مانش این وظیفه را به عهده می‌گیرد. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد قبلا به دولت بریتانیا هشدار داده بود که در صورت تصویب چنین قوانین ضدانسانی و مغایر قوانین بین‌المللی برداشتن گام‌های قانونی علیه کشور را بررسی خواهد کرد به سخن دیگر یعنی کشک، کار خودت را بکن و از اقدامات ما هراسی به دل راه نده. پرسش این است که آیا این کمیساریای عالی سازمان ملل در مورد ایران، چین، روسیه، ونزوئلا، کوبا و... نیز همین روش را دارد یا جنایات در یمن، افغانستان، فلسطین و... مجازند.

طبق معاهده شنگن (Schengen)، 26 کشور اروپا حق کنترل مرزهای خود را ندارند و به سخنی دیگر مرزها باز است. ولی مدت‌هاست که قریب به دو سوم آنها برای ممانعت از ورود پناهندگان به کشورشان قانون کنترل مرزها را مجدداً در دستور کار خود قرار داده و آن را هر 6 ماه یک بار تمدید می‌کنند. جهانیان فراموش نکرده‌اند که در تابستان سال 2015 در شرق اطریش ماموران مرزی در یک کامیون با 71 جسد سوری، عراقی و افغانیِ پناهجو مواجه گشتند که در اثر کمبود اکسیژن جان باخته بودند. علاوه بر این دو نفر دیگر نیز در یک مینی بوس به همین طریق جان خود را از دست دادند.

لهستان و اتحادیه اروپا، بلاروس را متهم می‌کنند که آوارگان کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا را به مهاجرت به اروپا تشویق کرده‌اند.

اما به این واقعیات که این پناهجویان با تن دادن به مهاجرت، مرگ را به جان می‌خرند زیرا که زندگی در کشوری که سال‌هاست سرمایه‌داری وحشی بین‌المللی آن را غیر قابل سکونت ساخته، منابع زیرزمینی را غارت کرده و دار و ندارشان را در اثر جنگ خانمان برانداز نابود کرده است هرگز اشاره‌ای نمی‌کنند. آری علت به راه افتادن سیل مهاجرت را باید در سیاست سلطه‌جویانه و خانمان‌برانداز آمریکا، امپریالیست‌های اروپا و ناتو در افغانستان، خاورمیانه و شمال آفریقا جستجو کرد نه در صدور دعوتنامه از طرف کشور بلاروس!

چه پناهجویان درمانده سال 2015 و چه پناهجویان امروز که در آستانۀ سرمای سخت زمستان شرق اروپا تن به مهاجرت می‌دهند و چه آنها که از قایق‌های مستعمل در کشور ترکیه یا در کشورهای آفریقائی به دریا پرتاب می‌شوند و یا در مینی بوس و کامیون مرگ را در آغوش می‌کشند جملگی قربانیان نظام سلطه و غارت و چپاول سرمایه‌داری جهانی‌اند.

جهانیان تیراندازی پلیس یونان به پناهندگان جزیرۀ موریا را از یاد نبرده‌اند.

حتی برخی دول اروپائی نظیر کرواسی، گرچه از اتحادیه اروپا کمک مالی جهت رسیدگی به وضع پناهندگان دریافت می‌کنند، پناه‌جویان را با باتوم و چماق از مرزهای خود می‌رانند.

گونتربوکمارت مدیر عامل سازمان حامی پناهجویان (Pro Asyl)، فرنتکس (Frontex) - آژانس محافظت از مرزهای اروپا - را متهم می‌کند که قوانین حقوق بشر را به طور سیستماتیک نقض می‌کند. برای نمونه این سازمان پناهجویان را از مرزهای دریائی و خاکی اروپا به کشور مرجعشان رجعت می‌دهد. این سازمان بسیاری از پناهندگان را که با قایق‌های مستعمل اقدام به مهاجرت کرده‌اند را آگاهانه به کام مرگ می‌فرستد. بطور مثال آقای بوکهارت معتقد است که مرزبانان فرونتکس با همکاری پلیس مرزی یونان همواره قایق‌های مهاجرین را دوباره به سمت ترکیه می‌رانند.

بشریت شرایط وحشتناک پناهندگان در جزیرۀ رلسبوس یونان که ماه‌ها است در گل و لای در چادر به سر می‌برند و یا در اثر آتش سوزی جان خود را از دست می‌دادند و اروپای حامی حقوق بشر فاتحانه ناظر بر آن صحنه‌های دهشتناک بود و دم بر نمی‌آورد را از یاد نبرده است. هنوز هزاران نفر از این پناهندگان در آن جزیره در انتظار سرنوشت نامعلوم خود هستند و در گل و لای غوطه می‌خورند.

بشریت از یاد نبرده است که همین یک ماه پیش در 25/11/21 در اثر واژگونی قایق پناهجویان در کانال مانش بازهم 30 تن غرق شدند. یا در 23/4/2021 سه کشتی حامل پناهجویان در مدیترانه غرق شدند و 172 نفر جان باختند. و ده‌ها مثال دیگر.

بحران در کانال مانش میان دو کشور اروپائی فرانسه و انگلیس جنگ زرگری است که در اثر واژگونی کشتی پناهندگان علم شده است. گرچه دولت فرانسه با دریافت کمک از دولت انگلستان متعهد شده است که جلوی قایق‌های بادی حامل پناهندگان از طریق کانال مانش به انگلستان را بگیرد و برای آنها اردوگاه‌هائی در فرانسه ایجاد کند ولی در ماه گذشته مجادله میان این دو کشور بالا گرفت زیرا که تعداد پناهجویانی که از طریق کانال مانش به انگلستان آمده‌اند به طور چشم‌گیری فزونی یافته است. انگلستان فرانسه را متهم می‌کند که معاهده دو کشور را زیر پا نهاده است. از آنجا که دولت انگلستان به هر طریق ممکن از پذیرش پناهنده سرباز می‌زند، پناهجویانی که از طریق کانال مانش وارد این کشور می‌شوند را بدون رسیدگی به تقاضای پناهندگی‌شان، به طور غیرقانونی به کشور آلبانی می‌فرستد! همان روش ضد انسانی که استرالیا سال‌هاست با بی شرمی تمام در مورد پناهندگان اعمال می‌کند. استرالیا در گذشته پناهجویان را به گینۀنو می‌فرستاد و امروز به جزیرۀ نائور در اقیانوس آرام، جزیرۀ کوچکی که پناه‌جویان در شاق‌ترین شرایط زندگی می‌کنند زیرا که از هرگونه امکانات یک زندگی اجتماعی محرومند و دچار بیماری‌های روحی و روانی و جسمی می‌شوند، می‌فرستد. اکنون دولت انگلستان همان رفتار را با پناهندگان انجام می‌دهد و آنها را به کشور آلبانی، این فقیرترین کشور اروپائی منتقل می‌کند. آلبانی میزبان فرقه رجوی نیز می‌باشد که مبتکر دادگاه جنایتکاری به نام حمید نوری در سوئد است ولی در مورد این نقض آشکار حقوق بشر در بیخ گوشش خفقان گرفته است. از مزدور چه توقعی می‌توان داشت.

لازم به یادآوری است که تعداد کل پناهندگانی که طی چند ماه گذشته وارد انگلستان شده‌اند به 3 هزار نفر هم نمی‌رسد و این رقم در مقایسه با ده‌ها هزار پناهنده افغانی که طی همین مدت به ایران که از تحریم حداکثری زجر می‌کشد و یا پاکستان پناه برده‌اند بسیار ناچیز است.

استعمار پیر انگلیس در نظر دارد که قانون حقوق بشر اروپا را اصلاح کند تا از این طریق هم جلوی ورود پناهجویان به این کشور را بگیرد و هم پناهجویان حاضر را آسان‌تر اخراج کند.

دولت انگلستان قانون کنوانسیون اروپا که در سال 1998 به تصویب رسید را عامل ورود غیرقانونی پناهجویان و تقاضای پناهندگی دادن آنان می‌داند. به این ترتیب این کشور روزبروز عرصه را بر پناهجویان تنگ‌تر می‌کند. هم پارلمان و هم مجلس عوام این کشور قانون تشدید قوانین پناهندگی خصوصاً در مورد پناهجویانی که از کانال مانش وارد می‌شوند را تصویب کردند. غرق شدن قایق پناهندگان در کانال مانش، که در بالا به آن اشاره رفت، در مقابل چشمان تماشاگر نیروهای منفعل انگلیسی و فرانسوی که منجر به کشته شدن 27 تن (از جمله 3 کودک و یک زن باردار) از پناهجویان گردید، درس ضدبشری دیگری است که حامیان دروغین حقوق بشر به جهانیان می‌دهند. اجساد غرق شدۀ پناهجویان را ماهی‌گیران در آبهای نزدیک کاله در فرانسه یافتند. هیچکدام از این مدعیان حمایت از حقوق بشر در لندن و استکهلم از حقوق این بی‌پناهان حمایت نمی‌کنند و سکوی خطابه و تبلیغات در اختیارشان قرار نمی‌دهند. آیا نظارت خونسردانه و حسابگرانه بر کشتار پناهندگان جنایت علیه بشریت نیست؟

تنها اقدام بشر دوستانه مشترکی که اروپا در رابطه با این فاجعه انجام داد این بود که فرونتکس را موظف کرد که یک هواپیما برفراز کانال مانش به پرواز در آورد تا با کنترل مسیر از ورود پناهندگان به اروپا جلوگیری کند!!!

آلمان، این سومین کشور ثروتمند دنیا هم از پذیرش پناهندگان مرز لهستان امتناع می‌ورزد.

چندی پیش سازمان عفو بین‌الملل رسماً از دولت لهستان خواست تا قوانین وضعیت اضطراری مرز شرقی خود را لغو کند و نیازهای انسانی فوری و مبرم پناهندگان را مرتفع سازد. اما دولت لهستان دقیقاً عکس آن عمل می‌کند و به ساختن دیوار 100 کیلومتری اقدام می‌ورزد که بلندتر از دیوار برلن است تا غرب اروپا را از بشریت جدا کند. در این میان آقای زِهوفر وزیر کشور آلمان از ساختن دیوار مرزی در شرق لهستان پشتیبانی کرد و اقدامات کشور لهستان در جهت جلوگیری از ورود پناهندگان را قابل درک و مشروع خواند و آن را ستود!!؟

اروپا به عوض ارسال کمک به نیروهای امدادگر برای پناهجویان ده هزار سرباز به استقبال آنها فرستاد. هم اکنون فاشیست‌های مسلح در مرز لهستان و آلمان رژه می‌روند تا از ورود پناهجویان به لهستان و آلمان جلوگیرند.

آلمان کنترل مرزهای خود را با 9 کشور همسایه به مسافت 3700 کیلومتر به شدت ادامه می‌دهد.

یوآخیم هرمان وزیر داخله ایالت باواریای آلمان با بی‌شرمی تمام با اشاره به دستگیری متخلفین فروشندۀ مواد مخدر و قاچاقچی اسلحه در سال گذشته در آلمان گفت: بهتر است تبهکاران را در مرز متوقف کرد!! به این ترتیب او هزاران پناهجوی افغانی، عراقی، سوری، ایرانی و آفریقائی را بی‌پروا با یک چوب رانده و همه آنها را تبهکار خوانده و خواستار کنترل هر چه بیشتر کلیه مرزهای کشور آلمان بویژه با فرانسه و لهستان شد.

در حال حاضر بخشی از پناهجویان را به زور به کشورشان باز می‌گردانند و بخشی هنوز در مقابل پلیس مقاومت کرده و در جنگل‌های باطلاقی بلاروس، ماه‌ها و هفته‌هاست که با لباس‌های ژنده در سرما و برف بدون سرپناه، غذا و مراقبت‌های پزشکی شام را به صبح می‌رسانند.

فاجعه انسانی در مرز اتحادیه اروپا در حال تکوین است. ولی آلمان حامی حقوق بشر از اقدامات ضد انسانی لهستان حمایت می‌کند.

این در حالی است که کلیه کانال‌های تبلیغاتی و مطبوعات آلمان بدون ارائه هیچگونه سند و مدرکی دولت بلاروس را متهم می‌کند که به خاطر تلافی اعمال تحریم‌های اتحادیۀ اروپا اقدام به ارسال پناهندگان به اروپا کرده است. اما آنها به هیچ وجه اشاره‌ای به این واقعیات ندارند که: اولا همین تحریم‌ها باعث ضعف اقتصادی بلاروس و در نتیجه عدم امکان اسکان و نگهداری پناهندگان گشته است در ثانی کل اروپا از ورود پناهندگان به صورت وحشیانه‌ای جلوگیری می‌کند.

لوکاشنکو در پاسخ به سئوال مخبر تلویزیون بی بی سی مبنی بر اینکه اروپا و آمریکا شما را مسئول بوجود آوردن بحران پناهجویان در مرز بلاروس و لهستان می‌دانند گفت: هزاران پناهجو از طریق مقدونیه (و سایر مناطق بالکان) به بلاروس آمده و قصد پناه جستن در غرب اروپا، بویژه آلمان را دارند و سپس آشکارا می‌افزاید:

اگر اروپا مایل است ما پناهجویان را بازگردانیم باید هزینۀ آن را بپردازد. زیرا پناه جویان این بار مسیر بلاروس را برای پناهنده شدن به غرب اروپا انتخاب کرده‌اند. ما در سال گذشته و امسال مخارج زیادی برای مهاجران متحمل شده‌ایم. اما اروپا با اعمال تحریم‌های جدید وضع را مشکل‌تر کرده است. منابع لازم را برای مهاجران قطع کرده‌اند. ما اعلام کردیم که قادر به تامین مخارج پذیرش مهاجران نیستیم زیرا هزینه آن را نداریم. به همین دلیل آنها را در مرز متوقف کردیم. پناهندگان نمی‌خواهند در کشور ما بمانند، بلکه می‌خواهند به کشورهای غرب اروپا بروند.

من تکرار می‌کنم من آنها را دعوت نکردم و تمایل هم ندارم که از طریق بلاروس به غرب اروپا بروند.

علت اصلی حملۀ اروپا به بلاروس را باید در مقاصد توسعه‌طلبانه و امپریالیستی غرب که چشم طمع به الحاق بلاروس به ناتو دوخته است جستجو کرد. انقلاب مخملی‌ای که به گِرد خانم سوتلانا تیخانوفسکایا با پشتیبانی همه جانبه غرب قرار است انجام شود، به اضافه تحریم‌ها و نیز تبلیغات و جنجال‌های اخیر بر سرمسئله پناهندگان را علیه این کشور از جانب اروپا و آمریکا تنها می‌توان در این رابطه توضیح داد. واِلّا کار بلاروس قانونی است. زیرا پناهندگانی که به این کشور آمده‌اند قصد اقامت در آنجا را نداشته و مایلند به اروپا، بویژه به آلمان عزیمت کنند. بلاروس هم ممانعتی برای آنها به وجود نیآورده و راه مرزی را به روی آنها گشوده است. این اتحادیه اروپاست که به صورت غیرقانونی و وحشیانه مانع ورود پناهجویان به لهستان و به طریق اولی به آلمان می‌شود.

هم اکنون دولت آلمان به گزارش روزنامۀ بیلد سایتونگ 800 تیم حمایتی برای جلوگیری از ورود پناهندگان از مرز شرقی به محل اعزام داشته است. زِهوفر وزیر کشور آلمان گفته بود که حاضر است نیروی بیشتری به این منطقه ارسال کند. او حتی پیشنهاد کنترل شدید مرزهای لهستان- بلاروس را با شرکت نیروهای نظامی آلمان در آن کشور داده است، فعلاً وزارت خارجه آلمان، با اجازۀ کمیسیون اروپا قوانین اضطراری کنترل مرزها را تمدید کرده است.

زنان، کودکان و مردان بی‌پناه که آوارگی و مصیبت کنونی به آنها تحمیل شده است اکنون در چنگال بی‌رحم سرمایه‌داری اروپا گرفتار آمده‌اند و با مرگ دست بگریبانند.

لهستانی‌های مترقی و انساندوست نگران وضعیت مهاجران هستند و به کمک و دفاع از حق پناهجویان در مرز شرقی کشورشان برخاسته‌اند.

آقای جیکوب عضو گروه گرویا گرانسیا اظهار داشت که : ما مطمئن نیستیم چه اتفاقی برای پناهجویان خواهد افتاد. اما واقعیت اینست که دولت لهستان قوانین مربوط به کنوانسیون ژنو را نقض کرده است و پناهجویان را علیرغم ارائه درخواست کتبی پناهندگی به بلاروس باز می‌گرداند.

باید بشریت متمدن به این سئوال جواب دهد که چه کس یا کسانی باعث به راه افتادن سیل 90 میلیونی پناهندگان در جهان شده‌اند؟ چه کس یا کسانی افغانستان، خاور میانه، آفریقا و آمریکای لاتین را به این روز انداخته و امکان زندگی را از مردم جهان با تجاوز و تحریم و دخالت در امورد داخلی آنها سلب کرده‌اند؟ کدام یک از قدرت‌های جهانی بحران‌های اقتصادی که محصول سلطه و زورگوئی آنها در تبانی با حکومت‌های محلی جهت غارت و چپاول ثروت‌های ملی می‌باشد را آفریده و عرصه را برمردم تنگتر از همیشه ساخته‌اند؟ مادام که در بر این پاشنه می‌چرخد نه تنها سیل پناهندگان قطع نخواهد گشت، بلکه افزایش نیز خواهد یافت. جهان بدون پناهنده که جهانی انسانی خواهد بود، جهانی بدون استثمار، استعمار و سرمایه‌داری است.

 

نقل از توفان ارگان مرکزی حزب کارایران شماره 264 اسفند ماه 1400

www.toufan.org

www.toufan.de

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

سایت آرشیو نشریات توفان

http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan