مردم
آلبانی علیه
پروژه های دزدان
و غارتگران
آمریکایی
در اواخر ماه مه "الکساندر ترایچه" در مقابل ساختمان وزارت محیطزیست در تیرانا، پایتخت آلبانی، ایستاده بود. این فعال محیط زیست همراه با عده ی کثیری از کنشگران، علیه دو پروژه پیشنهادی "کوشنر" این دامادِ دزدِ ترامپ برای ساخت تفریگاههای لوکس در سواحل مدیترانهای آلبانی دست به اعتراض زده بودند.
طبق برنامه راهزنان آمریکایی، قرار است این پروژهها در قلب یکی از آخرین اکوسیستمهای عمدتاً دستنخورده اروپا ساخته شوند که میتوانند حیات صدها گونه یِ جانوری را به خطر بیندازند.
تا دو سال ونیمِ پیش، ساخت لنگرگاههای تفریحی (مارینا)، هتلهای لوکس و رستورانها در مناطق حفاظتشده طبیعی آلبانی ممنوع بود. با این حال، در فوریه ۲۰۲۴، دولت تحت سلطه امپریالیسم آمریکا، روند تصویب یک" اصلاحیه قانونی" را تسریع کرد. منتقدان و معترضان آلبانی بر این نظرند که محرک اصلی و حامی این اقدام غارتگرانه، فردی خاص بنام: "جرد کوشنر"، دامادِ دزدِ دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده است.
او قصد دارد بیش از چهار میلیارد یورو مبلغی معادل تقریباً یکششم تولید ناخالص داخلی (GDP) آلبانی! در این طرحها سرمایهگذاری کند.
ازآن زمان، دامنه اعتراضات گسترش یافته و هر روز هزاران نفر به خیابانها میآیند. و علیه این اِشغالِ آشکار سرزمینشان اعتراض می کنند.
"ترایچه"، فعال محیطزیست، میگوید: "مردم از اینکه مقامات به افرادِ فوقثروتمندِ بیگانه اجازه میدهند زمینهایشان را تصاحب کنند "آن هم بدون رعایت قانون"به ستوه آمدهاند.
با وجود این اعتراضات، "ادی راما" نخست وزیر آلبانی، این نوکر ایالات متحده آمریکا، همچنان بر پیشبرد این پروژه اصرار می ورزد.
این ماجرا نمونهای از استراتژی جدید ایالات متحده یِ تجاوزگر و غارتگر است.تنها چند روز پیش از آغاز اعتراضات در تیرانا، " رفاه منطقهای" در بالکان غربی تشریح شده بود.
ابعاد اهدف چپاولگرانه ی امپریالیسم آمریکا زمانی عیان می گردد که به تلاش دولت ترامپ برای فروش گاز طبیعی مایع مقدونیه شمالی پی ببریم.
منطقه مذکور شامل آلبانی، بوسنی و هرزگوین، کوزوو، مونتهنگرو و صربستان است. برخی از این کشورها — مانند بوسنی همچنان با پیامدهای جنگهای بالکان دستبهگریباناند. برخی دیگر، همچون صربستان و آلبانی، تحت حکمرانیهایی با ماهیتِ بهشدت اقتدارگرایانه اداره میشوند. هیچیک از این کشورها عضو اتحادیه اروپا نیستند، هرچند همگی بهجز کوزوو نامزد پیوستن به این اتحادیه محسوب میشوند.
اما امپریالیسم آمریکا، در رقابت با اتحادیه اروپا اهداف غارتگرانه خود در این منطقه را پنهان نمیکند.
بدون شک این اهداف تمرکز درمنافع اقتصادی آمریکا" دارد. برای آنها دسترسی به این بازار امری "حیاتی" تلقی میشود و ثبات نیز پیششرطِ آن به شمار میآید.
امپریالیسم آمریکا طبیعتا رقبای دیگر، بویژه چین و روسیه، که آنها را «بازیگران مخربی» مینامند که از «بیثباتی، فساد و ضعف نهادها» در کشورهای حوزه بالکان غربی بهرهبرداری میکنند (!!) از دیده فرو نمی گذارند.
با این حال، پروژههایی نظیر هتلهای لوکسی که توسط کوشنر، داماد ترامپ، برنامهریزی شدهاند، این پرسش را پیش می کشند که آیا خودِ ایالات متحده نیست که به یک «بازیگر مخرب» در منطقه بدل شده است؟ بازیگری که بر دولتهای فاسد اعمال نفوذ میکند، قوانین را نادیده میگیرد و محیط زیست را تخریب میسازد؟ این موضوع بهویژه از آن رو حائز اهمیت است که هدف آمریکا فراتر از سرمایهگذاری در ۰حوزه گردشگری است؛ آنها آشکارا بالکان غربی را بازاری برای آیندهی گاز طبیعی مایع (LNG) میبینند.
برای نمونه در ماه آوریل، دولت آلبانی قراردادی ۲۰ ساله به ارزش پنج میلیارد یورو با شرکتهای انرژی آمریکایی امضا کرد! این دولت متعهد شد که یک نیروگاه حرارتی در "ولوره"، نزدیک تفرجگاه لوکس آینده ی کوشنر، را به بهرهبرداری از گاز طبیعی تبدیل کند.
بوسنی نیز قرارداد مشابهی منعقد کرد. در ارائه استراتژی شرکت "Aktor LNG USA" در ماه ژوئن آمده است که: برنامه اتحادیه اروپا برای حذف تدریجی گاز روسیه تا پایان سال ۲۰۲۷ "جریانهای منطقهای در یونان و جنوب شرقی اروپا را تغییر میدهد." این شرکت پتانسیل فروش بیش از شش میلیارد متر مکعب گاز طبیعی مایع (LNG) به کشورهای بالکان غربی را میبیند. در واقع بالکان غربی در این رابطه بازنده و کنسرن های انرژی ایالات متحده برنده هستند؟
"دوشان رلیجیک"، کارشناس اروپای جنوب شرقی، در مصاحبه با روزنامه تاگس اشپیگل، قراردادهای گازی برنامهریزی شده را "تجارت اسب" مینامد. او ادعا میکند که ایالات متحده میخواهد فناوری منسوخ و آسیبرسان به محیط زیست خود را بفروشد، "تا سود شرکتهای بزرگ انرژی که معتمدان ترامپ هستند را افزایش دهد." او میگوید دولتهای بوسنی و آلبانی سعی داشتند از طریق این معاملات نظر دولت ترامپ را جلب کنند. به گفته "رلیجچ"، کشورهای بالکان غربی بازندگان این معامله خواهند بود.
او میگوید: "این منطقه باید قیمت بسیار بالاتری برای انرژی بپردازد زیرا روسیه به آنها نرخهای ترجیحی گاز اعطا کرده است. این برای مردم مضّر است و محیط زیست را به خطر میاندازد."این در حالیست که این منطقه قادر است که وسیعا به انرژی تجدید پذیر روی آورد.
توسعهای که به عنوان مثال به اتحادیه اروپا پیش از این با ترویج انرژی برقآبی و بادی، آغاز کرده بود.
قبل از جنگ روسیه علیه اوکراین، اتحادیه اروپا همچنین از پروژههای گازی در بالکان غربی حمایت میکرد. این پروژهها شامل خط لوله گاز طبیعی مایع Southern Interconnection است که قرار است از جزیره کروات "کرک" به بوسنی کشیده شود. از همان زمان، ایالات متحده ی طماع برای ربودن این لقمه ی چرب از دست اروپا علاقه خود را به "گسترش این خط لوله" ابراز کرد!
توجه به این نکته هایز اهمیت است که دولت ایالات متحده کوشید با اعمال لابی، اطمینان حاصل کند که شرکتی متعلق به "جسی بینال" و "جوزف فلین" - همکاران ترامپ - "طبق قانون" قرارداد را دریافت کنند! بدون مناقصه عمومی، بدون بحث های زائد!
"ایوانا کورالیچ"، رئیس سازمان مبارزه با فساد و شفافیت بینالمللی بوسنی، این را یک امر "بی سابقه" نامید.
اینکه یک قانون تغییر کرده و در آن یک شرکت خارجی به عنوان سرمایهگذار تعیین میشود؛ پیش از این هرگز سابقه نداشته است." "کوراجلیچ" از فساد سخن میگوید. به گفته او، یکی از نشانههای این امر آن است که تاکنون هیچیک از نمایندگان مجلس شکایتی نزد دادگاه قانون اساسی نبرده است. "این مسئله به وجود توافقهای پشتپرده اشاره دارد."
بربادرفتن امیدها برای کسب سود سریع با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا ایالات متحده واقعاً میتواند این خط لوله را تا بوسنی احداث کند یا خیر. مسیر این خط لوله قرار است از قلمرویی بگذرد که پیش از جنگهای بالکان متعلق به کشور یوگسلاوی بوده است؛ منطقهای که وضعیت مالکیت آن تا به امروز تعیین نشده است.
تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد، ساخت خط لوله از نظر قانونی مجاز نیست. حلوفصل مسئله مالکیت نیازمند اجماع میان بازیگران سیاسی کشور است؛ امری که دهههاست محقق نشده است. اما اکنون ایالات متحده، در دوران ترامپ، زمانی که به این منطقه به چشم منبعی برای سود سریع مینگرد، پیچیدگیهای سیاسی آن را نه تنها دستکم می گیرد، بلکه تره هم برای آن خورد نمی کند. این خط لوله تنها پروژه ایالات متحده در منطقه بالکان غربی نیست که سرنوشتی نامعلوم دارد. کوشنر علاوه بر پروژه ساختوساز لوکس در آلبانی، برنامهریزی کرده بود تا هتلی آسمانخراش در بلگراد، پایتخت صربستان، و در محل سابق ستاد فرماندهی ارتش یوگسلاوی احداث کند.
باید دانست که این مکان برای صربستان اهمیت نمادین بالایی دارد؛ چرا که یادآور تجاوز و بمباران ناتو در سالهای ۹۰ با هدف تجزیه یوگسلاوی به بهانه کاذب "نسل کشی قومی انجام شده است". فعلا کوشنر به علت انتقادات و اعتراضات شدید مردم ناچار شد این پروژه را متوقف کند.`جای تردید نیست که آمپریالیسمِ هارِ آمریکا دست از نقشه های شوم چپاولگرانه اش بر نخواهد داشت.
نقل از
توفان شماره ۳۱۷ مرداد ماه۱۴۰۵ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام