درگیری تاریخیِ استعماری و طبقاتی

(یادداشتی از فیلم "فلسطین ۳۶)

 

 تضادهای مختلف حاکم در آغاز اشغال تدریجی فلسطین عبارت بودند از : تضاد بین قدرت استعماری بطور اعم و شهرک‌نشینان صهیونیست از یک سو و اعراب بومی از سوی دیگر؛ تضاد بین زمین‌داران بزرگ فلسطینی و دهقانان؛ بین جناح‌های مختلف نخبگان فلسطینی؛ و بین تمایل مطلق مردم به صلح و ضد خشونت خارجی که آنها را به سمت مقاومت سوق می‌داد.

 

داستان در اورشلیم، یافا - که امروز  شهر صهیونیستی تل آویو نام دارد - و رام‌الله، که دو دنیای کاملاً متفاوت، اما به هم پیوسته را تشکیل می‌دهند آغاز شد.

در رام‌الله، دومین ایستگاه رادیویی در جهان عرب افتتاح می‌شود؛ ماشین‌ها در خیابان‌ها تردد می‌کنند؛ و کمیسر عالی در کاخ خود اقامت دارد. مقامات استعماری او - که به کافه‌های مجلل‌تر می‌روند - و سربازان - که خودسرانه مردم محلی را آزار می‌دهند - بخش استانداردی از چشم‌انداز شهری هستند.

 در ویلاهای اعرابِ ثروتمند، آهنگ‌های اروپایی پخش می‌شود و مهمانی‌های آنچنانی برگزار می‌شود که در آن جین و اسکاچ مصرف می‌شود و حاضران با موسیقی غربی می‌رقصند!

با این حال، در حومه شهر - جایی که اکثریت جمعیت زندگی می‌کنند - همکاری کمتری وجود دارد. در آنجا، قدرت استعماری خود را به شیوه‌ای وحشیانه‌تر، بوروکراتیک‌تر و نظامی‌تر نشان می‌دهد: به جای لیموزین‌ها، جیپ‌ها و تانک‌های نظامی از تپه‌ها عبور می‌کنند و "شورشیان" و "راهزنان" (فلسطینی ها ) را شکار می‌کنند!

دلیل:

سیستم اقتصادی سرمایه‌داری حاکمان استعماری در اینجا با جامعه‌ای با سنت هزار ساله مالکیت اشتراکی روبرو شده است. همانطور که یکی از مقامات استعماری توضیح می‌دهد، این سیستم سنتی "هیچ معنایی ندارد"! و بنابراین، این سیستم بدون هیچ تشریفاتی با سیستمی مبتنی بر مالکیت خصوصی جایگزین می‌شود که مستلزم یک فرآیند ثبت طولانی و بوروکراتیک است.

نتیجه:

فلسطینی‌ها به تدریج زمین های خود را از دست می‌دهند؛ صهیونیست‌ها آن را "می‌خرند." به دیگر سخن اشغال می‌کنند و به هر عربی که به آنها نزدیک می‌شود شلیک می‌کنند

یک کشاورز، خلاصه می‌کند: "زورگویی،  اجحافات، آدمکشی ها و وحشیگری های شهرک‌نشینان به اوج خود می‌رسد." و بنابراین، کشاورزان الزاما برای محافظت از روستاهای خود نیز اسلحه به دست می‌گیرند.

میزان بیگانگی بین طبقات کشاورزان و کارگران و طبقه مرفه شهری روز به روز بیشتر آشکار می‌ گردد.

در گردهمایی ها، نخبگان شهری،  کشاورز، را  با دیده تحقیر می نگرند. وضعیت در حومه شهر چگونه است؟

به دیده صهیونیست‌ها ی غاصب "کشاورزان فراموش می‌کنند که زمین‌هایشان در واقع متعلق به زمین‌داران بزرگ است"!! زیرا که

آنها مقاومت می کنند و از "پرداخت بدهی‌هایشان" سر باز می‌زنند.

علاوه بر این آ‌نها فراموش می کنند که این تنها "صهیونیست‌ها هستند که شایسته تجارت هستند!!

این مناطق ثروتمند، زان پس صرفاً جزایر رفاه هستند؛ ثروتمندان با پول خود در درجه اول در حال ساختن قلعه‌های آسمانخراش هستند. نه تنها پناهندگان یهودی، بلکه سلاح‌هایی که برای شبه‌نظامیان صهیونیست در نظر گرفته شده است، به تدریج به بنادر شهر می‌رسند. این شبه‌نظامیان حتی در کلان‌شهرها نیز حملات جنایتکارانه انجام می‌دهند.

کارگران فلسطینی و صاحبان مشاغل کوچک اعتصاب می‌کنند؛ خیابان‌ها پر از تظاهرات گسترده می‌شود؛ و شورشیان بارها برق را قطع می‌کنند، خطوط لوله نفت را منفجر می‌کنند و به قطارها حمله می‌کنند.

نیروها و شخصیت های اجتماعی مختلفی به تدریج شکل می گیرند:

یک فرد باهوش و جاه‌طلب وجود دارد که - پس از شور و شوق اولیه - توسط نخبگان شهری طرد می‌شود و به پارتیزان‌ها می‌پیوندد. کارگر دیگری، گرچه میلی به جنگیدن ندارد، اما خیلی زود به یک رهبر چریکی تبدیل می‌شود؛ و یک اپورتونیست فرصت‌طلب که به امید شهردار شدن از صهیونیست‌ها پول می‌گیرد، خیلی دیر متوجه عواقب خیانت خود می‌شود. سپس همسرش، خلود عاطف (یاسمین المصری)، روزنامه‌نگار با اعتماد به نفس، وجود دارد که - با وجود تمام میهن‌پرستی‌اش - برای مدت کوتاهی قبل از قطع کامل روابط با خائنان، مردد می‌شود. یا توماس هاپکینز (بیلی هاول)، "مقام صادق استعماری" و "دوست اعراب"، که وقتی توهماتش در هم می شکند، فرار می کند.👇

 

تصویری از گذشته، آینه‌ای از حال:

 

 روستای  البسا در شمال فلسطین قرار دارد، جایی که قتل عامی توسط بریتانیایی‌ها در سال ۱۹۳۸ رخ داد.

 در سال ۱۹۳۶، اولین ایستگاه رادیویی فلسطینی در رام‌الله افتتاح شد - یک پروژه استعماری و معتبر از سوی بریتانیایی‌ها، که قاطعانه «غیرسیاسی» بود و قرار بود «دانش و فرهنگ» را برای فلسطینی‌ها به ارمغان بیاورند! اکنون این سرزمین را نیز عملا اشغال کرده‌اند. امروزه، اکثر فلسطینی‌ها حکومت خودگردان فلسطین - تحت رهبری محمود عباس - را دست‌نشانده اسرائیل می‌دانند.

در عوض، وقتی یک کاپیتان سادیسمی  ظاهراً مسیحی، متعصبانه از ساخت «ارتش یهودی» دم می‌زند، این اشاره‌ای به انجیلی‌های بانفوذ در ایالات متحده دارد که رویای «فتح سرزمین مقدس توسط یهودیان» را نویدبخش "آخرالزمان" می دانند.

تاریخ، شباهت‌های دنیای واقعی است، مانند تقسیم فلسطین به نفع صهیونیست‌ها، که اولین بار توسط کمیسیون پیل بریتانیا در سال ۱۹۳۷ پیشنهاد شد، که مقدمه‌ای بود بر "راه‌حل به اصطلاح دو دولت".

واضح است که اسرائیل در واقع بسیاری از استراتژی‌های خود را از بریتانیایی‌ها کپی کرده است:

از مجازات جمعی و اقدامات تنبیهی گرفته تا دستگیری‌های بدون اتهام (بازداشت اداری) و ایجاد ایست‌های بازرسی و ساخت دیوار.

صحنه‌های دیگر پس از ۹۰ سال بدون تغییر باقی مانده‌اند: شهرک‌نشینان صهیونیست مزارع و درختان زیتون را آتش می‌زنند، و سربازانی که فلسطینی‌ها را آزار و اذیت، توهین نژادی و تجاوز جنسی می‌کنند، به مراسم تشییع جنازه حمله می‌کنند، فلسطینی‌ها را به وسایل نقلیه نظامی می‌بندند و از آنها به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کنند، به روزنامه‌نگاران حمله می‌کنند و خانه‌ها را تخریب می‌کنند؛ زنان و کودکان فلسطینی‌ که به سربازان سنگ پرتاب می‌کنند، افرادی که "کوفیه" را به نشانه همبستگی می‌پوشند، و مردان نقابدار که با سلاح‌های ساده علیه دشمنِ برتر می‌جنگند را از دمِ تیغ صهیونیستی خود می گذرانند.

اوایل اصطلاح "تروریست" هنوز رایج نشده بود. (چون شبه‌نظامیان صهیونیست آن دوران با افتخار خود را تروریست می‌نامیدند.) در عوض امروز از مبارزانِ مقاومت بیشتر به عنوان "راهزن" یاد می‌شود. و آنها به جای پنهان شدن در دره‌ها و تونل‌های شهری، در تپه‌ها و جنگل‌ها پناه می‌گرفتند.

علی‌القاعده مبارزه فلسطینیان برای آزادی در تاریخ ضداستعماری قرار می‌ گیرد، که در آن پارتیزان‌ها، "وحشی‌های خطرناک" نیستند، بلکه صاحبان حقیقی سرزمین هستند و برای آزادی خود و سرزمینشان می‌جنگند.

نقل قولی معروف از قهرمان مردمی، عزالدین قسام - که در سال ۱۹۳۵ در نبرد کشته شد و اولین رهبر پارتیزانی فلسطین محسوب می‌شود -  وجود دارد که حاکی از مبارزه و مقاومت است:

"بلند شو؛ کارهای زیادی باید انجام شود. این نه اولین بار بود و نه آخرین بار خواهد بود." امروز نیز علیرغم ادامه نسل‌کشی وحشیانه  صهیونیستها، هنوز جمعیت و جنگجویان زیادی  زیر پرچم‌های فلسطین، اسلحه بدوش قربانی می دهند، اما شکست‌ناپذیرند.

 

نقل از توفان شماره ۳۱۶  تیر ماه۱۴۰۵ ارگان مرکزی حزب کارایران

www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan