سخنی در مورد رفتار
تبعیض آمیز و
کینه توزانه
آمریکا علیه تیم ملی
فوتبال ایران
در آستانه آغاز رقابتهای جام جهانی فوتبال، دولت تبهکار آمریکا در ادامه اقدامات غیر اخلاقی، و غیرورزشتی خود علیه تیم ملی ایران در تصمیمی کاملا سیاسی وهدفمند از صدور ویزای ارکان مهم مدیریتی و اداری تیم ملی فوتبال ایران خودداری کرد؛ تصمیمی که مغایر با قوانین بینالمللی ورزشی است. آمریکا ابتدا تحت این عنوان که "ما نمی توانیم امنیت تیم ایران را تامین کنیم" تلاش داشت تا ایران را از شرکت درمسابقات جهانی منصرف کند. امااین تلاش نیز با شکست روبرو شد وتیم ملی ایران مجبور گردید محل اقامت خود را در مکزیک سازماندهی کند.
این سیاست خرابکارانه قطعا توسط فدراسیون فوتبال ایران محکوم گردید و از طریق فیفا پیگیری شده است. اکنون اما ویزای کادر مدیریتی، اجرایی، فنی و پشتیبانی تیم ملی ایران که هماکنون در اردو حضور داشته با مشکل روبرو شده وبه دلایل سیاسی از همراهیشان ممانعت آورده اند.
آمریکا با رفتار تبعیضآمیز و هدفمند سیاسی علیه تیم ملی فوتبال ایران محیطی ارعاب آمیز و نابرابر را رقم زد و این یعنی مداخله سیاست در ورزش به بدترین وجه ممکن .
آنچه این
روزها در مسیر
برگزاری جام
جهانی رخ میدهد،
دیگر نه یک
«اختلال اجرایی»
است و نه حتی یک
«تخلف موردی»؛
بلکه باید آن
را پروژهای
هدفمند و سیاسی
دانست که در
آن، میزبان با
سوءاستفاده
از موقعیت
خود، قواعد بینالمللی
را بهصورت سیستماتیک
زیر پا میگذارد
و در سایه
سکوت نهادهای
مسئول، ارادهاش
را بر فوتبال
جهان تحمیل میکند.
کارشکنیها
علیه تیم ملی
ایران و
هوادارانش نهتنها
متوقف نشد،
بلکه ابعاد
گستردهتری نیز
به خود گرفت.
اکنون دیگر
تردیدی باقی
نمانده که
دولت آمریکا،
هیچ پایبندی
عملی به اصول
و مقررات
تورنمنتهای
بینالمللی
ندارد و مفاد
اساسنامه فیفا
را صرفاً متونی
تزئینی تلقی میکند
که هر زمان
بخواهد میتواند
آنها را نادیده
بگیرد.
نخستین
نشانههای این
رویکرد، در
برخورد تحقیرآمیز
با تیمهای ملی
سنگال و
ازبکستان
آشکار شد؛ جایی
که بازیکنان این
کشورها در بدو
ورود به خاک
آمریکا با
بازرسیهای
بدنی خارج از
عرف و حضور سگهای
موادیاب در میان
وسایل شخصیشان
مواجه شدند. این
صحنهها نهتنها
کرامت
ورزشکاران را
خدشهدار
کرد، بلکه تصویری
نگرانکننده
از امنیت و
احترام در
بزرگترین رویداد
فوتبالی جهان
به نمایش
گذاشت. بازتاب
گسترده این
اتفاق در
رسانههای بینالمللی
و واکنش تند
صاحبنظران میتوانست
زنگ خطری جدی
برای میزبان
باشد؛ اما برای
دولتی که خود را
فراتر از
پاسخگویی میداند،
این اعتراضها
کمترین اهمیتی
نداشت.
در ادامه
همین روند،
گزارشهایی
از رفتارهای
مشابه با دیگر
تیمها نیز
منتشر شد که
بر نگرانیها
افزود. از
جمله،
بازداشت هفتساعته
ایمن حسین،
بازیکن تیم ملی
عراق، به
همراه عکاس این
تیم در بدو
ورود به خاک
آمریکا،
نمونهای دیگر
از برخوردهای
غیرمتعارف و
سؤالبرانگیز
با اعضای
کاروانهای
ورزشی است. این
اقدام، که
بدون توضیح
شفاف و در شرایطی
مبهم صورت
گرفت، نهتنها
موجب نگرانی
جدی در میان تیمهای
شرکتکننده
شد، بلکه بار
دیگر این پرسش
را مطرح کرد
که آیا
استانداردهای
یکسان و
محترمانهای
برای همه تیمها
رعایت میشود یا
خیر.
در
ادامه، اقدام
بیسابقه در دیپورت
داور سومالیایی
انتخابشده
از سوی فیفا،
پرده دیگری از
این بیقانونی
آشکار را کنار
زد. این تصمیم،
نهفقط یک
رفتار دیپلماتیک
سؤالبرانگیز،
بلکه دخالتی
مستقیم در
ساختار رسمی و
مستقل مدیریت
مسابقات بود؛
اقدامی که
عملاً نشان داد
میزبان حتی
انتخابهای
رسمی فیفا را
نیز برنمیتابد،
مگر آنکه با
ملاحظات سیاسیاش
همخوانی
داشته باشد.
اما نقطه
اوج این
رفتارها، جایی
رقم خورد که
کارشکنیها
بهطور مستقیم
متوجه تیم ملی
فوتبال ایران
و هوادارانش
شد. مسدودسازی
بلیتهای
اختصاصیافته
به فوتبال ایران،
اقدامی صرفاً
اداری یا فنی
نیست؛ این یک
تصمیم سیاسی
آشکار با هدف
حذف یک ملت از
صحنه حضور در
بزرگترین
جشن فوتبالی
جهان است.
محرومکردن
هواداران ایرانی
از حق طبیعی
حضور در
ورزشگاهها،
چیزی جز اعمال
تبعیض سیستماتیک
و نقض بدیهیترین
اصول برابری
در ورزش نیست.
این در
حالی است که پیشتر
بسیاری از
کارشناسان و
صاحبنظران
حقوقی هشدار
داده بودند که
با توجه به
سابقه رفتارهای
دولت آمریکا،
نباید به
تعهدات این
کشور دل بست.
با این حال،
فدراسیون
فوتبال با این
تصور که میزبان
به قواعد بینالمللی
پایبند خواهد
بود، مسیر
تعامل را
ادامه داد؛
تصوری که
اکنون با واقعیتهای
تلخ امروز، بهطور
کامل فرو ریخته
است. تصمیم
دولت ترامپ
برای خارجکردن
بلیتهای
اختصاصیافته
به فوتبال ایران
از سرویس، آخرین
میخ بر تابوت
این خوشبینی
سادهانگارانه
بود.
با این
همه، آنچه بیش
از خود این
اقدامات خشمبرانگیز
است، سکوت سنگین
و معنادار فیفاست.
نهادی که سالها
با شعار
«استقلال
فوتبال از سیاست»
مشروعیت کسب
کرده، امروز
در برابر
آشکارترین
مداخلات سیاسی،
کوچکترین
واکنش مؤثری
نشان نمیدهد.
این سکوت، دیگر
صرفاً انفعال
نیست؛ بلکه بهنوعی
همراهی غیررسمی
با روندی است
که در حال تخریب
بنیانهای
عدالت در ورزش
جهانی است.
اگر قرار
باشد میزبان یک
تورنمنت بینالمللی،
با اتکا به
قدرت سیاسی
خود، هرگونه
محدودیتی را
بر تیمها،
داوران و
هواداران
اعمال کند و فیفا
نیز تنها
نظارهگر
باشد، باید
پرسید اساساً
فلسفه وجودی این
نهاد چیست؟ آیا
قوانین فیفا
فقط برای
کشورهای فاقد
قدرت سیاسی الزامآور
است؟ آیا
عدالت در
فوتبال به
مفهومی نسبی و
وابسته به
مناسبات قدرت
تبدیل شده
است؟
واقعیت این
است که آنچه
امروز رخ میدهد،
آزمونی
سرنوشتساز
برای فوتبال
جهان است. یا فیفا
باید از جایگاه
خود بهعنوان
نهادی ناظر و مستقل
دفاع کند و در
برابر این بیقانونیها
بایستد، یا باید
بپذیرد که به
نهادی بیاثر
و تابع
ملاحظات سیاسی
قدرتهای
بزرگ تنزل یافته
است.
فوتبال، اگر قرار است همچنان «بازی مردم» باقی بماند، نمیتواند در گرو اراده دولتها باشد. اما آنچه امروز میبینیم، تبدیل این بازی به ابزاری برای اعمال فشار، حذف و تبعیض است. در چنین شرایطی، سکوت نهتنها قابل توجیه نیست، بلکه خود بخشی از مساله است؛ سکوتی که هر روز ادامه یابد، فاصله فوتبال با عدالت را بیشتر و بیشتر خواهد کرد.
تیم ملی فوتبال ایران باید در همان روز مسابقه وارد خاک آمریکا شده و پس از پایان بازی، از خاک آمریکا خارج شود.
دولت قانون ستیز آمریکا با تسری رفتارهای کینه توزانه خود علیه ملت ایران به عرصه ورزش، در عمل امکان برخورداری از شرایط برابر و امکان رقابت بدون تبعیض را از تیم ملی ایران دریغ کرد و اجازه نداد تا کادر سرپرستی تیم ملی در شرایط حساس و مهم رقابتهای جام جهانی در کنار بازیکنان و مربیان خود باشند و موجب افزایش آرامش و تمرکز آنها شوند.
بارها گفته ایم ورزش چه در ایران و چه در جهان همواره سیاسی بوده است. ممالک استعمارگر جهان نوع برخوردشان به مقوله ورزش وابسته به مصالح ومنافع سیاسی آن کشورها تعیین میشود. به این جهت ریاکاری و دروغگوئی بخشی از سیاست ورزشی و تبلیغاتی آنهاست. فقط مردم جهان از این همه ریاکاری و دروغگوئی و بازیگری سیاسی در شگفت میمانند.
اهدای جایزه خودساخته و سلیقهای اینفانتینو رئیس فیفا به ترامپ موسوم به جایزه «صلح فیفا»، موجی از واکنشهای جهانی را به دنبال داشت. در این بین پیکان انتقادات به سمت رئیس فیفا نشانه رفته است.
تحولات اخیر به وضوح نشان میدهد که روند برنامه ریزی جام جهان از پیش طوری برنامهریزی شده تا دقیقاً همان نتیجهای که دولت تروریستی آمریکا میخواهد، حاصل شود. علیرغم همه این سیاست های تبعیض آمیز و خرابکارانه آمریکا، تیمملی ایران بدرستی دراین مسابقات وبه کوری چشم دشمنان مردم ایران شرکت می کند وجایگاه ورزشی وهویت ملی خود را به رخ تبهکاران بین المللی وجنگ طلب می کشد ودرشرایط نابرابر مسابقات گروهی خودرا برگزار می کند.
بطور خلاصه نزاعی که امروز در میان اپوزیسیون ایران در گرفته است در ظاهر امر بر" سر حقوق بشر ودمکراسی" است اما نزاع واقعی میان کسانی که از ایران، حق حاکمیت ایران، تمامیت ارضی ایران، هویت ملی ایران، دفاع کرده مخالف تحریم و تجاوز نظامی به ایران هستند و کسانی که وطنفروشند و از تحریمها و حتی تشدید ضدبشری تحریمها و حمله نظامی به میهن ما دفاع کرده، برای کشور ایران کوچکترین حقوقی را در نهادهای جهانی به رسمیت نشناخته، خواهان تجزیه ایران بوده و به بلندگوی اسرائیل اینترنشنال وفرقه تبهکار رضا پهلوی بدل شدهاند. آنها با هر چه ضد ملی و ایرانستیزانه است موافقند.تحریم تیم فوتبال ایران حمایت از حمله نظامی آمریکا به ایران است وجزاین نیست.
نقل از
توفان شماره ۳۱۶ تیر ماه۱۴۰۵ ارگان
مرکزی حزب
کارایران
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام