مستخرجی از گزارش سیاسی حزب کار ایران(توفان) به کنگره ششم حزب کار ایران.

بخش دوم-اوضاع ایران ورژیم حمهوری اسلامی

 

 47 سال از انقلاب بهمن می گذرد.ایران قبل از انقلاب کشوری نیمه مستعمره و در زیر سلطه امپریالیسم آمریکا بود و غارت می شد. محمد رضا شاه را خود امپریالیسم آمریکا در همکاری با امپریالیسم انگلیس  در ایران بر سر کار آورده و ایران مظهر استعمار جمعی امپریالیستی محسوب می شد. امپریالیسم غرب در ایران از یک نفوذ ریشه دار، سنتی برخوردار بود. انقلاب بهمن سلطه امپریالیسم غرب را از ایران برافکند و استقلال سیاسی کشور را تامین کرد.کسب استقلال سیاسی مهمترین دستآورد انقلاب بهمن 57 بود.

انقلاب در تحقق مطالبات دمکراتیک، نظیر آزادی بیان، احزاب، اجتماعات و عدالت اقتصادی با شکست روبرو شد. آنچه مورد مخالفت جدی و راهبردی امپریالیسم قرار گرفت، استقلال سیاسی ایران بود. از آن تاریخ امپریالیستهای غرب از هیچگونه دسیسه و توطئه ای علیه ایران، چه به طور مستقیم و چه غیر مستقیم از طریق عوامل منطقه ای خود نظیر رژیم صهیونیستی اسرائیل و ممالک شیخ نشین ومستعمره امپریالیسم، و... دست برنداشته اند. از همان آغاز انقلاب، امپریالیسم با ترغیب وتقویت مستمر صدام حسین برای تجاوز به ایران وی را به صورت همه جانبه کمک کرد، که سالهای مدید به طول انجامید. محاصره ضد بشری و غیر قانونی امپریالیستها علیه مردم ایران و تلاش آنها برای اینکه مردم را در بی دارویی و بی غذائی قرار دهند تا به اوامر آنها تمکین نمایند، سیاستی بود که امپریالیستها برای مجازات ایران در نظر گرفته بودند و عمال آنها در منطقه مرتب به تحریک علیه ایران اشتغال داشتند. ادعاهای ارضی امارات متحده عربی بر سر سه جزیره ایران در خلیج فارس، تکیه بر نام "خلیج عربی" در سراسر جهان، اعزام تروریست به ایران، عراق و پاکستان بر ضد ایران، تنها بخشی از تحریکات امپریالیسم غرب در منطقه است. امپریالیستها با فشار صهیونیسم اسرائیل در منطقه با پیشرفتهای ایران در دانش هسته ای و تلاش برای دستیابی به این دانش و فن آوری و بی نیاز شدن آتی از انرژی فسیلی، با تشدید محاصره اقتصادی و تهدید به جنگ همراه شد، بطوریکه اسرائیل تصمیم داشت حتی بدون موافقت آمریکا در سال 2012 تاسیسات هسته ای و صنایع بزرگ در ایران را بمباران کند، اما این هدف شوم محقق نشد. اگرچه در جنگ تجاوزکارانه 12 روزه اخیر با ایران، ضرباتی بر تاسیسات کشور ما وارد کرد، اما این هنوز پایان ماجرا نیست وجنگ ادامه دارد. این دشمنی با ایران ریشه در مخالفت با رژیم حاکم، جمهوری اسلامی در ایران ندارد، ریشه در منافع توسعه طلبانه و سودجویانه امپریالیسم دارد که می خواهد موقعیت از دست رفته قبلی خویش را برای تبدیل ایران به یک کشور نیمه مستعمره مجددا به دست آورد. وجود یک رژیم انقلابی غیر مذهبی در ایران، این دشمنی غرب با مردم ایران را  تشدید خواهد کرد و به این جهت باید به این تبلیغات موهوم امپریالیستی خاتمه داد که گویا امپریالیسم غرب متحد نیروهای انقلابی و سکولار در براندازی رژیم جمهوری اسلامی برای استقرار ایرانی آزاد، دموکراتیک و غیر مذهبی است.

در مبارزه با امپریالیسم غرب برای کسب نفوذ در ایران، دول بزرگ چین وفدراسیون روسیه  در کنار ایران ایران قرار گرفتند و مخالفت خویش را با توسعه دامنه وسیع و خودسرانه تحریمهای اقتصادی و تجاوز نظامی به  ایران و طرحهای خطرناک وتجزیه وتحریک  وفروپاشی بر ضد کشور ما اعلام داشتند. مخالفت روسیه و چین به عنوان دو قدرت بزرگ جهانی نظامی و اقتصادی، در کنار مخالفت مردم سراسر جهان در صورت تجاوز به ایران و یکپارچگی مردم میهن ما برای ایستادگی در مقابل تجاوز امپریالیستها به ایران، از جمله عوامل مهم بازدارنده ای هستندد که می توانند مانع فاجعه جدیدی در منطقه توسط حادثه آفرینان غارتگر غرب باشند.

 

حزب ما طبیعتا از هر سیاستی که به کاهش نفوذ امپریالیسم غرب به عنوان امپریالیستی متجاوز و لجام گسخته منجر شود، و از هر سیاستی که بخواهد به قدرقدرتی و زورگوئی این امپریالیسم دهنه زند، حمایت می کند و این سیاست را در شرایط کنونی جهان و به ویژه کشور ما ایران به نفع صلح جهانی، تمامیت ارضی و حق حاکمیت ملی ایران ارزیابی می کند. در این راستاست که حزب ما با معاملات پایاپای با همه ممالکی که حاضر باشند با دور زدن دلار و یورو به مبادله جهانی بپردازند حمایت می کند. با الهام از این تحلیل، حزب ما با شرکت ایران در اتحادیه شانگهای، در سازمان بین دولتی بریکس، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همکاری با "بانک آسیائی سرمایه گذاری در صنایع زیربنائی" (Asian Infrastructure Investment Bank) که به ابتکار دولت چین تاسیس شده و رقیب بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و بانک توسعه آسیائی است موافق است و آنرا در جهت تامین استقلال ایران و بسیاری از ممالک جهان می داند. حزب ما از هر اقدامی که از قدرت دلار بکاهد، به تضعیف یکه تازی امپریالیسم آمریکا در جهان منجر شود، با دیده رضایت می نگرد. زیرا امپریالیسم آمریکا و در کنارش صهیونیسم اسرائیل دو دشمن بزرگ خلقهای جهان و بویژه منطقه هستند و مبارزه با این دو دشمن بشریت باید وظیفه همه ملتها و دولتها، حداقل در منطقه باشد. بدون این مبارزه که باید به طور مستمر و همه جانبه و در همه زمینه ها به پیش برده شود از خطر تجاوز این قدرتها به سایر کشورها، نقض حقوق ملل و حقوق بشر و تعمیق تبهکاری های آنها که نمونه های آنها در جهان بر همه روشن است، کاسته نخواهد شد.

 

امپریالیسم آمریکا علیرغم اینکه در مسئله هسته ای به برخی خواست های خود رسیده و دولت ایران را دراین موارد به عقب نشینی  وتسلیم وادشته است؛ ولی هنوز از تهدید نظامی و محاصره مجدد اقتصادی و سیاسی ایران آنهم به صورت خودکار دست برنداشته و هیچوقت نیز صادقانه اموال مسدود شده ایران در بانکهای آمریکائی - یعنی اصل و فرع سرمایه های ایران - را به کشور ما باز مسترد نخواهد کرد. آنها به عنوان راهزنان جهانی بخشی از این ثروت را به خانواده های گروگان های جاسوسخانه آمریکا در ایران پرداخت کرده، برخی را در اختیار خانواده سربازان متجاوز و اشغالگر آمریکائی در لبنان که در اثر مبارزه مردم لبنان کشته شده و یا ناچار شدند خاک لبنان را ترک کنند، بخشی را به اپوزیسیون خودفروخته ایرانی بخشیده و حاتم طائی وار به بخشش ثروتهای مردم ایران به بهانه های گوناگون مشغول شده اند. معلوم نیست خسارت مردم ایران را که قربانی تجاوز عراق به ایران، با حمایت آمریکا شده اند و یا قربانیان کودتای 28 مرداد گردیده اند را چه کسی پرداخت می کند؟ امپریالیسم آمریکا هرگز از دشمنی اش با ایران دست بر نمی دارد. به گفته جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریک که در صد سالگی درگذشت، "ایران بخشی از حریم امنیت آمریکاست". به این جهت باید همیشه مردم ایران را نسبت به ماهیت امپریالیسم آمریکا آگاه نگاه داشت و مانع از آن شد  تا چنین وانمود شود که مبارزات ضد آمریکائی در ایران فقط دولتی بوده و بدون شرکت داوطلبانه و عظیم مردم صورت می پذیرد. زیرا این مبارزات مطمئن ترین تکیه گاه برای حفظ استقلال سیاسی ایران خواهد بود.

رژیم جمهوری اسلامی بنابر ماهیت طبقاتی اش در عرصه سیاست خارجی از نوسانات فراوان برخوردار است. این رژیم سیاست ارتجاعی خویش در تجزیه یوگسلاوی توسط ناتو که منجر به زیر پا گذاردن آشکار حقوق ملل و نقض آشکار توافقنامه های جهانی بود، را مجددا در مورد لیبی، به خاطر دشمنی شخصی که با شخص معمر قذافی داشت تکرار کرد. شرکت این رژیم در سرنگونی رژیم معمر قذافی در شمال آفریقا و حمایت از تروریستهای ناتو در آن کشور، تف سربالائی بود که به صورت رژیم افتاد، زیرا این تجاوز، ناقض حقوق ملل و قطعنامه موذیانه شورای امنیت است که تفسیرهای خودسرانه را مجاز می دانست و دست ناتو را در سرنگونی یک دولت مشروع و قانونی باز گذاشت. رژیم جمهوری اسلامی که خودش مورد تجاوز نظامی و تهدید دائمی آمریکا، اسرائیل وناتو و اتحادیه اروپا است، به جای محکوم کردن تجاوز به حقوق ملل و دسیسه های امپریالیستی با کوربینی و روحیه انتقامجوئی به این جنایت صحه گذارد و نشان داد که سیاست خارجی وی فاقد اصولیت و احساس تعهد نسبت به پیمانهای بین المللی و شناخت ماهوی از امپریالیسم جهانی است. چنین حکومتی طبیعتا قادر نیست وقتی حقوق مردم ایران توسط امپریالیستها به زیر پا گذارده می شود، وکیل مدافع خوبی برای دفاع از این حقوق باشد. جمهوری اسلامی همین سیاست ارتجاعی را در تائید تجاوز نظامی به افغانستان و عراق بکار برد و همکاریهایی که بر کسی پنهان نیست برای سرنگونی رژیمهای افغانستان و عراق با امپریالیسم آمریکا داشته است. تائید نقض حقوق ملل، نتیجه ای جز آسیب رساندن به همبستگی میان مردم ایران و خلقهای منطقه نخواهد داشت و این به نفع امپریالیسم است.

حزب ما خواهان یک سیاست اصولی خارجیِ مبتنی بر مبارزه ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی  می باشد. حزب ما هر حرکتی که در شرایط کنونیِ جهان؛ به امپریالیسم غرب به رهبری آمریکا صدمه زده؛ به کاهش نفوذ آنها منجر شود را مثبت ارزیابی می کند و آنرا در خدمت منافع مردم ایران می داند. طبیعتا حزب ما  بنابر سرشت خود همواره تلاش خواهد داشت ماهیت همه امپریالیستها را برای توده مردم روشن کند تا هیچگاه فریب آنها را - در هر لباسی که باشند - نخورند. چنین سیاست اصولی در عرصه خارجی باید بازتاب سیاست اصولی تکیه بر مردم در داخل باشد. برای دارا بودن سیاستی ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی بی تزلزل و شفاف، باید به بسیج توده ای مردم در درون کشور تکیه کرد، باید حقوق مردم و بویژه کارگران و زحمتکشان را به رسمیت شناخت و از تلاش آنها برای تشکل  مستقل کارگری و مبارزه صنفی و سیاسی ممانعت نکرد. اتخاذ یک سیاست انقلابی و بی تزلزل در عرصه خارجی مستلزم داشتن یک سیاست انقلابی و بی تزلزل و شفاف در درون است. بدون تکیه به توده عظیم مردم، سیاسی کردن آنها  و متشکل کردن آنها، امکان ندارد بشود مبارزه ضد تجاوز و تحریک و رخنه گرائی صهیونیستی - امپریالیستی را به پیش برد. امپریالیسم نیز این نقطه ضعف را در ایران خوب می شناسد و بر سر راه آن کمین کرده است. گرچه نفوذ جاسوسان امپریالیستی صهیونیستی در جنگ تجاوزکارانه دوازده روزه علیه کشورعیان بود، اما هنوز نظام را از خواب خرگوشی بیدار نکرده است. این عوامل نفوذی نشان دادند  که رژیم جمهوری اسلامی از مردم ایران بیشتر از امپریالیسم می هراسد و تمام فکر وذکرش مبارزه با مردم و مخالفین داخلی بوده است تا مزدوران خارجی. ازهمین روامنیت ملی ایران تنها امنیت آب و خاک نیست بلکه امنیت شهروندان نیزهست زیرا اگر برای مردم و صاحبان اصلی این آب و خاک امنیتی برای بقاء و ادامه زندگی وجود نداشته باشد و به عنوان برده، شهروند بی‌حقوق وسرکوب‌شده زندگی کنند، غرور ملی ملت مورد تجاوز تبلیغات ضد ملی قرار می گیرد. مبارزه برای امنیت ملی با امنیت زحمتکشان که نان وکار ومسکن ورفاه را دربرمی گیرد جدایی ناپذیر است و باید به آن توجه جدی مبذول داشت. تکیه به امنیت ملی ایران وقوی شدن، زمانی موثر خواهد افتاد که با مبارزه علیه سیاست‌های سرمایه‌دارانه نئولیبرالیسم همراه باشد. بدون برچیدن بساط بانک‌های غارتگر خصوصی وخاتمه دادن به سیاست خصوصی‌سازی و ممانعت از نابودی نظام آموزش و بهداشت ازطریق خصوصی‌سازی آنها، امکان تامین امنیت ملی درعرصه داخلی و به طریق اولی خارجی وجود ندارد. این سخن رهبر جمهوری اسلامی که" امنیت خوب است باید قوی بود" دیگر بُرائی تبلیغاتی برای حکومت ندارد و درعمل دروازه‌های دژ ایران را برای ورود قوای اشغالگر باز می‌گذارد. ایران از درون اشغال می‌شود وامنیتش از میان می‌رود. علت بی تفاوتی مردم نسبت به مسئله فلسطین ومخالفت بخش بزرگی ازمردم درحمایت وهمبستگی با لبنان وغزه.... را باید در سیاست مخرب وهاراقتصاد نئولیبرالی وافزایش شکاف طبقاتی وتبعیض وظلم و ستم ونارضایتی عمومی درچند دهه اخیر  جستجو کرد که جان ملت را به لب رسانده است.نفوذ موساد سازمان جاسوسی اسرائیل  درایران، شکاف حاکمیت ونفوذ جناح غربگرای نئولیبرال  درتمام عرصه های اقتصادی وسیاسی وفرهنگی و تبلیغاتی از یک سو و سرکوب اتحادیه های کارگری ونیروهای مترقی وانقلابی و کمونیستها از سوی دیگر، شرایطی را ایجاد کرد که ما امروز شاهدش هستیم. با شعارهای بی پشتوانه وفقط با نیروی محدود دولتی و یا موشک هایپرسونیک وپهپاد شاهد وحتی داشتن سلاح اتمی نمی توان به جنگ دشمنانی رفت که برکشورما در زمینه های برشمرده در بالا برتری دارند. بدون تقویت جبهه داخلی وتقویت امنیت معیشتی توده مردم و آرامش و آگاهی درجبهه داخلی نمی توان به پیروزی بر دشمن مکار و با سابقه طولانی استعماری  نائل آمد.

 

 

      

نقل از توفان شماره ۳۱۵  خرداد  ماه۱۴۰۵ ارگان مرکزی حزب کارایران

www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan