چهارمین پلنوم وسیع حزب کارایران(توفان) بعد از کنگره ششم با موفقیت برگزارشد

 

چهارمین پلنوم وسیع حزب کارایران(توفان) درماه گذشته پس ازکنگره ششم حزب در محیطی رفیقانه و با روحیه بالای کمونیستی، برگذار شد و با موفقیت در روند بحثهای تئوریک، سیاسی و سازمانی با نتیجه گیریهای مشخص و راه گشا، به پایان رسید.

از مدتها قبل لزوم تشکیل چنین نشستی به چشم می خورد. رویدادهای جهان و سرعت و شتاب تحولات در اطراف ما چه در عرصه ایران و چه در برخورد به تحولات بین المللی وخطر گسترش جنک علیه میهن ما به حدی است که برخورد عقاید و آراء و ایجاد همنظری سیاسی و اتخاذ تاکتیکهای مناسب بر پایه قبول ایدئولوژی مارکسیسم لنینیسم را طلب می کرد. چکیده مهمترین نکات بحث درپلنوم وسیع حزب به اطلاع خوانندگان نشریه توفان وهمه کمونیستها وانقلابیون ومیهندوستان می رسد:

 

 

یکم:حزب ما با بررسی اوضاع کنونی بین المللی پس از گنگره ششم حزب، بخصوص با توجه به افول تدریجی هژمونی امپریالیسم آمریکا از یکسوو همزمان ظهور قدرتهای آسیایی نظیر چین، روسیه، هند، ایران و ... ازسوی دیگر وگذار جایگزین شدن نظم تک قطبی با نظم جدید چند قطبی جهان که در دیدار ماه مه دونالد ترامپ با رهبر چین در پکن به عیان خود را نشان داد،به این نتیجه رسید که تغییر اوضاع جهان وتاثیر آن درمبارزه ملی و طبقاتی تاکتیک های مشخص سیاسی را پیش روی حزب ما قرارداده است.شرایط جدید حکم می کند که کشور ما می بایست درعین حفظ استقلال درکلیه عرصه های سیاسی،نظامی،تمامیت ارضی ووحدت ملی، لحظه ای ازهمکاریهای اقتصادی، تکنولوژیکی، صنعتی و نظامی با «جنوب جهانی»، درنگ نکند.با توجه به وقایع و شرایط کنونی جهان، بویژه منطقه خاورمیانه وآسیایی میانه وخطر حمله مجدد نظامی واشغال احتمالی برخی جزایر ایران ،پلنوم براجرای مصوبات کنگره ششم حزب تاکید ورزید،اشکال مبارزه وشعاره های تاکتیکی درعرصه ملی وبین المللی را مورد بحث وتوجه قرارداد.

 

  دوم:جنگ تجاوزکارانه امپریالیسم آمریکا ورژیم صهیوفاشیست اسرائیل علیه ایران، ادامه جنگ این نیروهای تجاوزگر به کشورهای افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، لبنان، یمن وجبهه مقاومت بویژه در فلسطین است. علاوه براین حزب کار ایران(توفان) تجاوز به ایران را از مدتها قبل، پیش بینی می کرد.امپریالیسم آمریکا برای حفظ نقش هژمونی خود و جبران ضعف اقتصادی در مقابل حریف قدرتمند خود، چین، جنگ را در دستور کار خود قرار داده است. جنگ اقتصادی در قالب تعرفه ها وجنگ نظامی علیه متحدین چین درقالب حمله نظامی به ونزوئلا و ایران برای کنترل انرژی و متوقف کردن پیشروی چین و جاده ابریشم ازشانگهای تا لیسبون است.هدف امپریالیسم آمریکا، اعمال سلطه نظامی، سیاسی و اقتصادی بر منطقه خاور میانه است و اسرائیل بزرگترین پادگان نظامی امپریالیسم آمریکا درغرب آسیا برای کنترل  انرژی  این منطقه وحفظ نظم  نواستعماری وسلطه گرانه نقش ویرانگری ایفا می کند.

 

سوم:قریب به ۳۰  سال است که آنها، امپریالیست های غربی  ودرراسش آمریکا با شخم زدن ۶ کشور در این منطقه، اکنون با تجاوز به ایران قصد دارند که کشور ما را نیز ازحیز انتفاع ساقط کنند. خوشبختانه ایران به رغم  همه ضعفها وتعلل سیاسی قادرگشته است تااین لحظه،به لحاظ نظامی، نه تنها ایستادگی وازخود دفاع کند، بلکه به تصدیق کارشناسان نظامی، سیاسی و مفسران جهان، آمریکا و اسرائیل دردو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه علیه میهن ما نه تنها به اهداف پلید خود نظیر تعویض حکومت، از بین بردن قدرت نظامی و صنعت هسته ای و ... نرسیدند، بلکه دچار شکست شده اند. اکنون مخازن موشکی «گنبد آهنین» اسرائیل ته کشیده، اما ارتش و سپاه  ایران به وسیله موشک های دوربرد نقطه زن، اهداف خود را مورد اصابت قرار می دهند. امپریالیسم حامی رژیم صهیونیستی نیز به خاطر تحویل ممتد موشک به اوکراین -البته با تقبل هزینه آنها از سوی پارلمان اتحادیه اروپا- واسرائیل مخازنش تهی گشته و قادر به تحویل موشک به این پادگان نظامی نیست. دو کشورچین و روسیه، چه از لحاظ امنیتی-اطلاعاتی و چه از نظر نظامی درحال کمک به ایران هستند. مضافاً اینکه ایران خود به لحاظ تکنولوژی در تولید موشک های «کروز» و پهپاد با سرعت و دقت عمل، بسیار پیشرفت کرده و زرادخانه گسترده ای در اختیار دارد. بنا براین در صورت شروع جنگ تازه، ایران گرچه خسارت مالی، زیر بنایی و انسانی خواهد دید ولی با زنده جنگ نخواهد بود ومتجاوزین قطعا با شکست بزرگتری نسبت به جنگ ۴۰ روزه مواجه خواهند شد. علاوه براینها بستن و کنترل تنگه استراتژیک هرمز از سوی ایران ضربه هولناکی به اقتصاد دنیای غرب، چه آمریکا، چه اروپا وچه اسرائیل وارد کرده است. علاوه بر خسارات مالی که در اثر افزایش قیمت ها، بویژه قیمت سوخت و کاهش مبادلات تجاری و نیز آسیب جدی که ایران به ۲۰ پایگاه نظامی آمریکا در جنگ اخیر وارد کرده است، بیش از صد میلیارد دلار خصارت نصیب آمریکا شده است که دولت ترامپ را در تنگنای چند لایه گرفتار کرده است.

 

پلنوم وسیع حزب مقاومت سرسختانه نیروی نظامی ایران،حضور بیش ازصد روز مردم میهن ما درخیابان ومخالفت آنها با تبهکاران بین الملی ونیز حفظ امنیت و کنترل تنگه هرمز توسط نیروی نظامی ایران که شکست سنگین سیاسی را بر ابرقدرت آمریکا و اسرائیل وارد آورد، مورد تایید قرارداد. بحران انرژی درجهان و شکاف در اردوی اقتصادی و نظامی غرب و انزوای آمریکا، نتیجه مقاومت ایران و جنگ نامتقارنی بود که درعرصه بین المللی موجب بی آبرویی دولت آمریکا تحت رهبری دونالد ترامپ گردید. حزب ما در عین حال جنگ اقتصادی میان امپریالیسم آمریکا و اتحایه اروپا به اضافه بلوا و بحرانی که دولت ترامپ در ناتو به راه انداخته است را ناشی از بحران شدید اقتصادی جهان غرب دانسته و تغییر توازن قوای جهانی را به ضرر امپریالیسم غرب و درراسش آمریکا ارزیابی کرده و آن را به نفع مبارزه طبقه کارگر، خلقها وصلح جهانی  تحلیل نمود. به این جهت دفاع ازحق حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها، دفاع از صلح، مبارزه با جنگ افروزی ومداخلات نظامی ، مورد تاکید پلنوم وسیع حزب قرارگرفت.

 

چهارم: پلنوم وسیع چهارم حزب ضمن بررسی  شکست امپریالیسم وصهیونیسم درتحقق اهدافشان اما تاکید ورزید این آدمخواران بین المللی در بزنگاه‌های حساس نه به توافقات پایبندند و نه ازفشار و تهدید دست برمی‌دارند. این رفتارضد انسانی وناقض حقوق بین الملل صرفاً ناشی از بدعهدی دولت‌ها یا تغییر رئیس‌جمهورهای آمریکا نیست، بلکه ریشه در ماهیت روابطی دارد که امپریالیسم آمریکا در نظام بین‌الملل دنبال می‌کند. در این چارچوب، مسئله اصلی برای آمریکا نه پرونده هسته‌ای است، نه توان موشکی و نه حتی محور مقاومت در منطقه؛ بلکه مسئله اصلی استقلال سیاسی ایران است. تجربه دهه‌های گذشته نشان داده است که آمریکا با کشورهایی که در مدار راهبردی آن قرار دارند و نقش تابع را می‌پذیرند، نوعی رابطه مبتنی بر پذیرش وضعیت موجود برقرار می‌کند، و با کشورهایی که بر استقلال ملی خود اصرار می‌ورزند، رفتاری کاملاً متفاوت در پیش می‌گیرد. آنچه در بسیاری از موارد موجب تنش می‌شود، نه این یا آن سیاست مشخص، بلکه اصل استقلال در اتخاذ تصمیمات سیاسی، اقتصادی و امنیتی بر اساس منافع و مصالح ملی است. از این منظر، مشکل صرفاً آن نیست که ایران چه می‌کند؛ بلکه این است که ایران می‌خواهد درباره مسائل اساسی خود، بدون اخذ اجازه از واشنگتن تصمیم بگیرد. درمنطق امپریالیسم امریکا، چنین استقلالی همواره یک مسئله محسوب می‌شود. به همین دلیل نیز حتی اگر یک اختلاف مشخص حل شود، اختلافات دیگری جای آن را می‌گیرد. زیرا موضوع اصلی، رفتار میزان تبعیت یا عدم تبعیت است. حملات مجدد آمریکا به مناطق جنوب ایران ونقض تفاهمنامه نشان ازماهیت تروریستی وتصمیم دولت ترامپ برای تحقق اهداف کلان تری درنظم جهانی است.از سرگیری حملات نظامی آمریکا  علیه ایران بازتاب روشنی از عدم توان بازدارندگی تفاهمنامه ای است که ایران آن را پذیرفته است.

 

پنجم: حزب ما در چهارمین پلنوم وسیع خود وضعیت ایران را نیز مورد بحث قرار داد. شکاف های  جناحهای حاکمیت  برسرحفظ استقلال ایران وتسلیم درقبال فشارهای آمریکا شدت یافته است.جناح مجتبی خامنه ای رهبرجدید جمهوری اسلام، بخشی از سپاه پاسداران ولایه های پایینی حاکمیت بر مقاومت وحفظ استقلال سیاسی کشور تاکید می ورزد.لیکن  بدون استثناء همه جناح های حاکمیت درعرصه داخلی درجهت امیال صندوق بین المللی پول و بانک جهانی گام برداشته اند. سیاست تعدیل اقتصادی یا نئولیبرالی درباز پس گرفتن دستآوردهای انقلابی مردم ایران بعد ازانقلاب بهمن، از بین بردن موسسات حسابرسی در ایران، حذف یارانه های دولتی با شیوه جدا کردن شکل کالائی یارانه و تبدیل آن به کمک هزینه زندگی که حذف آن راحت باشد، کامل شده است.خصوصی سازیها و سیستم پیمانکاری وفشار بر معیشت کارگران افزایش یافته است.

انتخاب پزشکیان که نماینده "منتخب" توده های مردم است باید آن پایه سیاسی مورد نیاز را در ایران برای همکاری با امپریالیسم آمریکا فراهم آورد. مذاکرات با آمریکا، بدور از چشم مردم ایران و بدون شرکت دادن  حتا نمایندگان دست نشانده خودشان درمجلس اسلامی جریان دارد.این روند حاکی از ناسالم بودن آن و ترس از مردم است تا کسی متوجه نشود که وفاقی که میان رئیس مجلس و رئیس جمهوری صورت گرفته است  برای حفظ و بقاء خود در قدرت است. اینکه تا چه حد به امپریالیستها امتیاز می دهند و مصالح ملی ایران را بر باد می دهند، برایشان اهمیتی ندارد. رویدادها نشان می دهد که آنها از تجمع و تشکل مردم، از حضور مردم در میدان مبارزه می هراسند. حتی از مبارزه مردم در دفاع از خلق لبنان و فلسطین و یا مخالفت با مذاکرات پشت پرده و امتیازدادن به آمریکا  ممانعت می کنند.

 

ششم: طبقه کارگر ایران اکنون در شرایط بغرنجی قراردارد. از یک سو با تجاوز امپریالیستی وویرانسازی زیرساخت های کشور روبروست وباید درمقابل آن بایستد وازسوی دیگربا حکومت سرمایه داری درداخل روبروست که در مواجهه با امپریالیسم عموماً در مبارزه قاطع، مستمر و تا به‌انتها ناتوان است. این ناتوانی یا فقدان اراده برای به‌پایان رساندن یک تقابل ساختاری، باعث می‌شود در مواقع حساس، مسیر به سمت توافقاتی سوق پیدا کند که در آن نه مسئله استقلال به‌طور کامل تثبیت می‌شود و نه منافع و مصالح زحمتکشان به شکل پایدار تضمین می‌گردد. همین وضعیت نیمه‌تمام و ناپایدار، زمینه‌ای فراهم می‌کند که در شکاف میان مقاومت و سازش، راه‌های جدیدی برای نفوذ، فشار و بازتولید منافع سرمایه‌های امپریالیستی باز شود. به بیان دیگر، هر توافقی که در غیاب توده ها و نبود یک موازنه پایدار قدرت شکل بگیرد، می‌تواند هم به تضعیف مؤلفه‌های استقلال سیاسی منجر شود و هم به گسترش اشکال جدید وابستگی اقتصادی.از این رو، طبقه کارگر، زحمتکشان و سایر اقشار حاضر درمیدان با روندهای مذاکراتی و با چنین پیش‌نویس های منتسب به تفاهمنامه ۱۴ ماده‌ای که کلیات آن توسط وزیر امور خارجه ایران به تائیدرسیده است،خوش بین نیستند وآن را به زیان حقوق ملی ومنافع راهبردی وحفظ موجودیت ایران می بینند. این تفاهمنامه می‌کوشد شکست امپریالیسم جنایتکار آمریکا در جنگ تجاوزکارانه وتروریستی وبرخلاف همه موازین بین المللی چهل روزه اخیر را به میز مذاکره وکسب امتیازات ناچیز ومبهم تبدیل کرده و آنچه دولت آمریکا تحت رهبری دونالد ترامپ، این شیاد بین المللی موفق نگشت با جنگ ومحاصره و ترور وتشدید تحریم های اقتصادی وبمباران زیرساخت های ایران موفق نگشت به دست آورد، در قالب "تعهدات حقوقی، سازوکارهای نظارتی و قطعنامه شورای امنیت" تثبیت کند. تبدیل پیروزی ایران به پرونده‌ای قابل مدیریت وابهام انگیز توسط همان قدرتی که آغازگر جنگ و تجاوز و کشتار بوده است،فرجامی جزتکرار شکست وبا زتولید ادامه جنگ علیه ایران ندارد.

پلنوم وسیع حزب تأکید کرد که دفاع ملی از تمامیت سرزمینی کشور در برابر امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم، که در عین حال دفاع از صلح و ثبات ملی همراه با کسب و حفظ قدرت بازدارندگی است، در واقع دفاع از منافع عینی طبقه کارگر نیز محسوب می‌شود. مسئله امنیت ملی و مسئله عدالت اجتماعی دو حوزه جدا از یکدیگر نیستند. ثبات سیاسی و امنیت ملی بستر مادی لازم برای سازمان‌یابی اجتماعی و مبارزه طبقاتی را فراهم می‌کند؛ و در مقابل، گسترش عدالت اجتماعی و کاهش شکاف‌های طبقاتی نیز به تقویت انسجام داخلی و افزایش توان مقاومت جامعه در برابر فشارهای خارجی می‌انجامد. دفاع از امنیت کشور در برابر سیاست‌های جنگی امپریالیسم آمریکا و اسرائیل، در عین حال دفاع از امکان تاریخی شکل‌گیری یک جنبش اجتماعی قدرتمند در درون جامعه ایران نیز به شمار می‌رود.

 

در نشست چهارمین پلنوم وسیع حزب مطالب بسیاری مورد بحث قرار گرفت که ما با توجه به محدویت صفحات ارگان حزب بتدریج به آنها خواهیم پرداخت.

 

 

نقل از توفان شماره ۳۱۷ مرداد ماه۱۴۰۵ ارگان مرکزی حزب کارایران

www.toufan.org

وبلاگ توفان قاسمی

http://rahetoufan67.blogspot.se/

وبلاگ ظفرسرخ

http://kanonezi.blogspot.se/

http://toufan.org/ketabkane.htm

 سایت آرشیو نشریات توفان

 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm

 توفان در توییتر

https://twitter.com/toufanhezbkar

توفان در فیسبوک

https://www.facebook.com/hezbekar.toufan.3/

 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts

 توفان درشبکه تلگرام

https://telegram.me/totoufan